ميرزا محمد على وفا زواره اى
291
تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )
دريا اسم شريفش ، ميرزا ، لطفاللهزادهء آزاده ميرزا عبد الوهّاب ، متخلّص به قطره كه طبع دريا موجش ، جواهر به كنار آرد و خاطر آسمان اوجش ، افكار شعراى سلف و خلف را حضيض پايهء خيال خود شمارد . قصايد بىشمار و غزليّات و قطعات بسيار دارد . صاحب ديوان و ملاحظت مصنّفاتش مدّعاى ضعيف را برهان است . سالها در سركار جلالتمدار ، نوّاب كامياب ، شاهزاده محمود 256 ، به منصب منادمت ، سرافراز و از همگنان ، به مزيّت فضل و هنر ، ممتاز بود . هنگامى كه شاهزادهء آزاده معظّم اليه ، حسب الامر شهريار عدالت شعار به حكومت نهاوند و ايالت آن ديار سرافراز بود و در هواى آن حدود كه لطافتش ، زايدالوصف است ، ترطيب دماغ مىنمود ، به حكم طبع سليم و سليقهء مستقيم ، هواى نگارش تذكرهاى كرده و مجملى از حالات و مختصرى از مقالات قطره را در طى آن تذكره نگاشته . اگرچه ، آنچه از اناى خاطر نوّاب معظّم اليه در شرح احوال آن منبع كمال ترشّح نموده ، حديث قطره و دريا و آنچه كاتب نگارش دهد ، مجملى از مفضّل آن مدّعاست ، ولى به مضمون ؛ « ما لا يدرك كلّه ، لا يترك كلّه » به اين چند سطر ، شطرى از مجارى حالاتش مرقوم آمد . مشار اليه نيز مرواريدى است كه آن قطرهاش در صدف وجود پرورده و آن قطرهء سحاب دانش ، اين درياى هنر آورده است . لطايف كلامش از اسم ، هويدا و طرايف اشعار فصاحتظامش از تخلّص پيداست . از آنجا كه قاطبهء بلاد اسلام ، سركار شرايعمدار قدوة الايام مقتدى الانام - اطال اللّه بقائه ما دام الشّهور و الاعوام - را ستوده و مىستايند و خلوص عقيدت خود را ظاهر نموده و مىنمايند . مشار اليه نيز ظهور ارادت خويش را به اين قصيدهء فريده موقوف دانسته ، مقصودش حاصل و به عنايات خدّام شريعت نظام متواصل آمده ، منتخب اشعارش ثبت شد .